نسیم صبح
شعرهایم تلاشیست برای لمس سرچشمهی عشق حقیقی
سلام همسفر خوبی... به سایت من خوش اومدی
من نسیمم... یه شاعرم که فقط در مورد عشق حقیقی شعر میگم... به عقیده ی من جهان هستی بر پایه ی عشق بنا شده و از ازل تا به ابد فقط عشقه که میجوشه...عشق باید بینهایت باشه فراتر از تمام کهکشان و زمان و مکان...
راستی اگه بهت گفتم همسفر به خاطر اینه که همه ی ما همسفر هایی هستیم که داریم به مقصد عشق حرکت می کنیم...در ضمن اگه اینجایی به دعوت عاشق حقیقی یعنی الله جان بوده....
بیا و شعر هام رو بخون و با عشق آشتی کن...


زمزمهٔ عاشقانه
روایتهایی از سفری که پایان ندارد
خوانندهٔ همراه
هزاران نگاهِ همنفس
اگر شعرها را دوست داشتی، در ایتا همراه من باش.
اگه همه ی نعمت های دنیا رو بهم بدن و بگن به جاش نعمت هدایت و تولد دوباره ی روحت رو ازت میگیریم به هیچ عنوان قبول نمی کنم... بهترین و بالاترین نعمت اینه که عاشق خدا بشی و به اصل خودت یعنی عاشق الله شدن برگردی... اگه به خاطر این عشق که سراسر شادی و سرور و حال خوب و آرامش و لذت عمیق و ماندگاره تا هزاران سال سجده ی شکر به جا بیارم بازم کمه ... چون که این عشق بینهایت لذت و آرامش و شادی و حال خوب و... بهت میده و انسان محدود..... شکر تو خدا شکرت....

میگذرد زندگی دور بزن با جهان🪐 باش رفیق خدا خوب بکن بندگی🪐 سخت بگیری شود باطلهای زندگی 🪐 سهل بگیر و بچین یک سبد آسودگی🪐 قهقه زن جیق زن خنده به این زندگی🪐 این شوخی زندگی هست پر از سادگی🪐 زود پز زندگی خوب پزد روح تو 🪐 روح وجودت شود ظرف پر از پختگی🪐 باش تو تسلیم حق ساده شود زندگی🪐 دل نده اینجا ببر رشته ی دلبستگی🪐 روح بشویی تو در چشمه ی این زندگی 🪐 آب بزن پاک کن از گل و آلودگی 🪐 چون بچشی عشق حق سیر شوی تا ابد🪐 عشق خدا چون دوا داده شفا جملگی 🪐 آمدهای عشق را درک کنی و روی 🪐 روشنی عشق او نور دهد تیرگی 🪐 نیست به غیر خدا هیچ الهی روا🪐 غیر خدا میرسی پوچی و بیهودگی 🪐 گفته که نزدیکتر از رگ گردن منم🪐 امن در آغوش من دور بکن خستگی 🪐 جوش دهد استخوانهای شکسته و دل 🪐 اوست حفیظت چرا این غم و آشفتگی 🪐 رشد به پایان رسد پیش خدا رفتهای 🪐 رفته وصال و لقا رفته به دلدادگی🪐

هر اسم رب بر حاجتی جوری مؤثّر می شود🌧️ در زندگی هر کسی یک جور ظاهر می شود🌧️ باشد خدای هر کسی به وسعت اندیشهاش 🌧️ ........... . . . خداوند به اندازه ی باور بنده اش با اوست🫶

گشتم و گشتم خدایا...بهتر از تو من ندیدم... انسان ذاتا لذت طلب و زیباطلب و بینهایت طلبه و این دنیا با تمام تشکلاتش محدود است و نمیتواند روح نامحدودخواه انسان را سیراب کند....و این روح بینهایت خواه انسان تنها با خداوند سیراب میشود و بس....

باشد همه ی هستی...جلوه گر هست او... افتاده نظر هر جا...تک دیده نگار من... . . . تمام هستی آینه ی تمام نمای خداوند است و اگر ادمی با چشم بصیرت بنگرد جز خدا را نمیتواند در هستی ببیند.....اما افسوس که دیده ها کور میشود گاهی...

حضور خداوند در ذره ذره ی هستی جاریست.. و تمام هستی تجلی صفات خداوند است و او جهان را چهر نگاری کرد و بذر کمال عشق را در تمام ذره ها پاشید...و هر ذره ای تجلی رحمت بی پایان اوست...🪩
اگر شعرها را دوست داشتی، در ایتا همراه من باش.
خدا رو میشه دید...آره میشه...با دیدن مخلوقاتش میتونیم خدارو ببینیم... همه چی خداست و خدا همه چیه... خدا مثل آبه و مخلوقات مثل موج...آب از موج جدا نیست...موج خود آبه که شکل گرفته...🌊
هییییچ وجودی نیست جز وجود الله...♥️
آن شب...💫 🌙من یک شبی خسته از این دنیا و مرداب فنا 🌙 با آه گفتم خوش به حال عاشقانت ای خدا 🌙 انگار بودی در کنارم تو شنیدی آه من🌙 با ذوق گفتی جان من خوش آمدی پیشم بیا 🌙 من چند سالی انتظارت را کشیدم بنده ام 🌙 بودم کنارت من همیشه تا کنی پیدا مرا🌙 آغاز کردی یاد دادی عشق را به جان من🌙 به من چشاندی قطره قطره عشق خود را چون دوا🌙
تا که شبی آتش نشان عشق تو بیرون جهید🌙 به یاد آوردم تمام عشق تو را ای خدا 🌙 آوردمت به یاد آن شب که شنیدم یا حسین🌙 با نام او با روضه اش دادی مرا آن شب شفا🌙 من ریختم اشک غریبی آن زمان از جنس عشق🌙 غمگین نبود آن اشک، رحمت بود و شادی و عطا🌙 آن شب خریدی آه من ای یار بی پایان من🌙 دادی نجاتم، تو مرا بردی به چشمه ی رضا 🌙 شکرت پناهم دادی و بردی مرا آغوش خود🌙 بردی مرا به آسمان عفت پاک صفا🌙 یارب نیاید آن زمان عشقت برد از یاد من 🌙 عاشق بمیرانم خدا، مرگم عروسی نه عزا 🌙 لذت طلب باشد کسی تنها بیاید راه عشق 🌙 بالاترین لذت در این عالم فقط باشد خدا🌙